خانه / مقالات / داستانهای آموزنده

داستانهای آموزنده

حکایت خط لوله

داستان پابلو و برنو

در جایی خیلی دور در یک دهکده کوچک نزدیک یک دره زیبا دو دوست به نام‌های پابلو و برونو زندگی می‌کردند هر دوی آنها جوان بودند و رویای یک زندگی بهتر برای خودشان را در ذهن داشتند. آنها بیشتر اوقات درباره رویاهایشان با هم صحبت می‌کردند و فکر می‌کردند چگونه …

بیشتر بخوانید »

داستان لیلاج

داستان زندگی لیلاج، قماربازی

این کلمه صرفاً دررابطه با قماربازی به کار می رود یعنی قماربازان ماهروکهنه کار را به لیلاج تشبیه وتمثیل میکنند. اطلاع وآگاهی ازماجرای زندگی لیلاج چه ازنظرریشه تاریخی وچه ازجهت عبرت آموزی جوانان نا پخته وچشم وگوش بسته خالی ازسود وفایده نیست. نام صحیح لیلاج به طوری که در کتب تاریخی …

بیشتر بخوانید »

داستان عشق و ازدواج

فرق میان عشق با ازدواج چیست؟

دوست عزیز سلام امیدوارم شاد و سرزنده باشید جامعه حال حاضر ایران دارای جمعیت جوانی است که این جوانان برای خودشان رویاها و آرزوهای زیادی دارند و بیشترین سعی خود را می کنند تا به طریقی به آرزوهای خود دست یابند. در این مبحث قصد ما واکاوی و بررسی مسائل …

بیشتر بخوانید »

داستان پیدا کردن گنج من …!

چگونه به رویاهای خود برسیم؟

مردی را می‌شناسم که چندین سال پیش سودای پیدا کردن طلا در ذهنش بود بنابراین هر روز به تپه‌ای در نزدیکی ده محل زندگیشان می‌رفت و به مدت چندین ساعت با دقت خاک آن تپه را آزمایش می‌کرد او به مدت چندین ماه هر روز این کار را انجام می‌داد. …

بیشتر بخوانید »

داستان سلیمان نبی (ع) و دیو

باور و اعتقاد

  داستان سلیمان نبی (ع) و دیو یکی از جذاب ترین تعبیرات « نفس و عشق» ، قصه دیو و سلیمان (ع) است که از دیرباز به آن اشاره و تلمیح یاد شده است. قصه چنین است که سلیمان فرزند داود (ع)، انگشتری داشت که اسم اعظم الهی بر نگین …

بیشتر بخوانید »

با هم برنده شویم

داستان آموزنده

چندسال پیش دربازیهای پارالمپیک در سیاتل آمریکا ۹ نفر از شرکت کنندگان دوی ۱۰۰متر پشت خط مسابقه قرارگرفتند.این ۹ نفر افرادی بودندکه ما آنها را عقب مانده ذهنی و جسمی می خوانیم. آنها با شنیدن صدای تپانچه حرکت کردند. آنها قادر به سریع دویدن نبودند و نمی توانستند به سرعت …

بیشتر بخوانید »

داستان پیرمرد دامدار

پیرمردی که‌ شغلش ‌دامداری‌ بود‌، نقل‌ میکرد: گرگی در اتاقکی در آغل گوسفندان ما زاییده بود و سه چهار توله داشت و اوائل کار به طور مخفیانه مرتب به آنجا رفت و آمد می کرد و به بچه هایش میرسید ، چون ‌آسیبی ‌به‌ گوسفندان‌ نمیرساند‌ وبخاطر ترحم‌ به‌ این …

بیشتر بخوانید »

داستان الاغ پیر

داستانهای اموزنده

کشاورزی الاغ پیری داشت که یه روز اتفاقی میوفته توی یک چاه بدون آب. کشاورز هر چه سعی کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بیرون بیاره. برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشه کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتن چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر …

بیشتر بخوانید »

از این که وب سایت سبک برتر را برای ارتقاء خودتان انتخاب کرده اید سپاسگزاریم! لذت ببرید!!! رد کردن